خواجه نصير الدين الطوسي

78

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

روى بردارند . و ديگرباره « 1 » جلا دهند . رنگ ( آن ) بقرار اصل بازآيد . و مدّتى برنگ و طراوت بماند « 2 » . و بعاقبت « 3 » ديگرباره تباه شود . و آنچه اصلاح‌پذير بود نشان آنست « 4 » كه يك گوشهء آن را بر سنگ آب ، يا بر چرخ « 5 » حكّاكى افكنند ، تا قدرى « 6 » بسايد ، بنگرند « 7 » اگر رنگين‌تر مىشود ، اصلاح‌پذير باشد . و اگرنه ، نه « 8 » . و همهء فيروزه‌ها را « 9 » از هر معدن كه باشد از چربى و بوى تيز ، خاصه بوى مشك ، و از گرمابه نگاه بايد داشت كه آن را تباه كند . مگر بعضى از فيروزهء نشابورى كه بغايت صلب باشد ، چون « 10 » كهنه شود زيان ندارد . و بعضى از فيروزه باشد كه بغايت رخو باشد و سفيد ، از آن نگينها كنند ، و در روغن خوش اندازند ، رنگ آن بغايت خوب شود . و جوهريان آن را مسيحا « 11 » خوانند 23 . فى الجمله در قديم پاره‌هاء بزرگ « 12 » يافته‌اند كه از آن طرايف « 13 » مىساخته‌اند ، و اكنون كمتر اتّفاق مىافتد « 14 » . در تاريخ « 15 » سلجوقيان آورده‌اند كه سلطان الب ارسلان چون پارس را « 16 » مسلّم [ خود ] كرد . از قلعهء

--> ( 1 ) - ب : بار ( 2 ) - ع : بماند برنگ و طراوت ( 3 ) - ع : و عاقبت ( 4 ) - ع : و علامت صلاح‌پذير آنست ( 5 ) - م : يا بچرخ - ن ، ج : به آب يا بچرخ ( 6 ) - ب : كه افكنند يا قدرى ( 7 ) - م : و بنگرند ( 8 ) - ع : و الا نه ( 9 ) - ع : و تمامت فيروزها ( 10 ) - ب : آن را كه چون - ع : چون ( 11 ) - ع : امتحان ( 12 ) - ع : بزرگى ( 13 ) - ب : ظرايف ( 14 ) - ب : و اكنون كمتر باشد . حكايت ( 15 ) - ع : تواريخ ( 16 ) - « را » در ج ، ن ، م : نيست .